عبدالله مستوفى

284

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

احساساتى ميديدم كه حتى حاضر بود جان خود را براى آزادى نثار كند . اما حبيب اللّه خان بيشتر مادى بود و چندان گوش خود را باينحرفها بدهكار نميدانست . پيشخدمت وارد اطاق شده اظهار داشت مرا پاى تلفن ميطلبند ، خبرنگار روسكوى - اسلوو بود كه ميخواست متن خبر رويتر را كه همان دقيقه رسيده بود ، به اطلاع من برساند . مضمون خبر اين بود : « امروز صبح قشون ملى از يكى از دروازه‌هاى شمالى تهران وارد پايتخت شده ، يكسر به محل مجلس شورايملى رفته و در آنجا مستقر شدند . » و ضمنا از من وقت خواست كه در اطراف چيزهائى كه بايد در زمينهء اين ورود منتشر شود ، باهم صحبت بداريم . من به او گفتم . تا از ياتچوتسكى خبرى نرسد ، نميتوان در اطراف اين شرح ساده چيزى نوشت . درهرحال فردا پيش از ظهر بيائيد ، تا چيزى كه منتشر ميكنيم فائده‌اى داشته باشد . ولى عجالتا مانعى ندارد كه در اطراف آرامى و سلامت نفس قشون ملى چيزهائى بنويسيد و نوشتجات سابق روزنامهء نووى و رميا و بخصوص خبرنگار او را در لزوم آمدن قشون روس از قزوين بتهران رد كنيد . بعد وارد دفتر شدم ، البته از وجنات من پيدا بود كه خبر فوق العاده‌اى شنيده‌ام زيرا طبعا بفكر فرو رفته بودم كه كار اين يك مشت قشون آزادىطلب با قشون دولتى بكجا خواهد كشيد . حاجى رحيم آقا مرد باهوشى بود ، از وجنات من فهميد كه من بايد خبر فوق العاده‌اى شنيده باشم ، با همان لهجهء استفهام كه مخصوص تركان فارسىگو است ، پرسيد چه خبر بود ؟ من خبر را گفتم ، ديدم شنوندگان بيشتر از من بفكر فرو رفتند . درس اصول آزادى پى كار خود رفت و صحبت در اطراف اين خبر شروع شد . بالاخره به اين نتيجه رسيديم كه بايد منتظر خبر مجدد شد . روزنامهء روسكوى اسلوو كه عصرى منتشر شد ، عين تلگراف و دستور صبحى را ، خيلى صحيح و منطقى ، پرورانده و ضمنا اخبار ديگرى هم از حسن استقبال اهالى تهران از قشون ملى از اين سر و آن سر نقل كرده بود . فردا صبح ، روزنامهء نووى و رميا عين تلگراف خبرنگار خود را با قلم درشت در روزنامه منتشر كرده و خبر تقريبا به اين مضمون بود : « انقلاب‌طلبها وارد تهران شدند ، در كوچه‌ها جنگ بين اهالى و قشون دولتى از يكطرف و قشون انقلاب‌طلب از طرف ديگر در جريان است ، از اين كشتار بىمصرف ، هيچ چيز جز آمدن قشون روس كه در قزوين است ، جلوگيرى نميكند . » ولى رويتر در تكميل خبر ديروز خود خبر ميدهد بين قشون شاه و قشون ملى جنگ درگرفته و قزاقها با توپهاى خود به محل اقامت آنها حمله‌ور شده و قشون ملى از خود خوب دفاع مىكند و قزاقها هنوز نتوانسته‌اند رخنه‌اى در محل آن‌ها بنمايند . خيلى از اهالى شهر هم مسلح شده و به ملىها كمك مىكنند . بعد از يكساعتى نمايندهء روسكوى اسلوو كه در آن واحد نمايندهء روزنامهء رچ هم بود ، آمد و در طرز مقاله‌هائى كه بايد امروز عصر و فردا صبح در اين روزنامه بيرون بيايد و بالاختصاص در تجزيه و تحليل و مقايسهء دو تلگراف رويتر و خبرنگار نووى و رميا آنچه